اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

238

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

كسانى كه از پشت حجره ها تو را صدا مىزنند . » پس عمر دستور داد كه او را صد تازيانه زدند و آنگاه آب سرد بر او ريختند تا مرد . و روزى سرد بود . روزى كه عمر بخلافت رسيد و بان زهدى كه داشت آراسته گشت ، مىگفت : كه خبيب را به من مىرساند ؟ واقدى روايت كرده است كه وليد نزد پادشاه روم فرستاد و به او خبر داد كه مسجد پيامبر خدا را خراب كرده است و بايد او را كومك دهد ، پس صد هزار مثقال طلا و صد كارگر و چهل بار فسيفساء [ 1 ] براى وى فرستاد و وليد همه را نزد عمر فرستاد تا مسجد را بان اصلاح كرد و در سال 90 از بناى آن فارغ گشت . وليد سى هزار دينار نزد خالد بن عبد الله قسرى فرماندار مكه فرستاد و آنها را به صورت تخته هاى نازك پهن درآوردند و بر در كعبه و ستونهاى داخلى و اركان كعبه و ناودان زدند و وليد نخستين كسى در اسلام بود كه كعبه را زرنگار كرد . وليد در سال 91 حج گزارد تا خانه و مسجد و اصلاحاتى كه در آن شده است و كعبه و زرنگارى آن را بنگرد و چون به مدينه رسيد ، عمر با بزرگان مدينه باستقبال وى بيرون رفت . وليد به مسجد در آمد و بان مىنگريست و نگهبانان هر كه را در مسجد بود بيرون كردند ، بجز سعيد بن مسيب كه بيرون نرفت و از جا حركت نكرد ، پس وليد در آمد و مشغول گشتن شد و سعيد بن مسيب همچنان نشسته بود ، سپس وليد گفت : گمان مىكنم اين سعيد بن مسيب است ؟ عمر گفت : آرى و نيكمردى است جز آنكه چشمش ضعيف است . وليد آمد تا بر سر او ايستاد و گفت : اى پير مرد ، چگونه اى ؟ باز هم حركت نكرد و گفت : اى امير مؤمنان ، ما كه خوبيم ، تو چطور ؟ وليد بازگشت و مىگفت : باقيمانده مردم همين است . وليد ميان اهل مدينه تقسيمهاى بسيار كرد و در مدينه نماز جمعه بجاى آورد و سپاهيان را دو صف كرد و در جبه اى و كلاهى بدون ردا نماز گزارد و نشسته

--> [ 1 ] پاره سنگهاى رنگارنگ مرمر كه با اشكال مختلف با هم تركيب مىشود .